تبلیغات
ِ - داستان مینیمال
ِ

هنر مینیمال در دهه 1960 در امریکا شکل گرفت، هنری که بارزترین مشخصه‌ی آن تاکید برسادگی بیش از حد است. این سبک ابتدا در نقاشی با استفاده ازاشکال ساده هندسی و تعداد کمی از رنگ‌ها پدیدار شد. ادبیات هم مانند سایر هنرهای دیگر تحت تاثیر این سبک قرار گرفت. ادبیات شناسان آن را به عنوان ادبیات مینیمال به خصوص در داستان کوتاه می‌شناسند.

در داستان‌های مینیمال،  تمامی عناصر یک داستان کوتاه در حداقل خود  بکار می رود. در این نوع داستان‌ سه عنصر گفتگو، تلخیص و روایت بیشترین کاربرد را داراست. در  داستان‌ مینیمال، با طرحی ساده و پیش پا افتاده روبروییم. با زبانی ساده ،محدودیت در زمان، مکان و شخصیت  که از ویژگی‌های مهم این سبک به شمار می آید؛ سبکی که کلمات در آن نقش اساسی را ایفا می‌کند. انسان معاصر به خاطر دل مشغولی‌های امروزیش و محدودیت در زمان، حجم کوتاه این داستان‌ها را می‌پسندد، سبکی که در ادبیات جهان جای ویژه ای را پیدا کرده است و منتقدان بسیاری دارد. منتقدانی که آن را ادبیات سوپر مارکتی، ادبیات اینترنتی و حتی به قول منتقدان افراطی، نوشته‌های کوتوله نا م نهاده اند.  در پاسخ به این منتقدان "هنری جیمز" می‌گوید: در داستان نشان دهید، حرف نزنید و یک کلمه بیشتر از آنچه به شدت ضروری نیست نگویید.

پس می توانیم بگوییم آیا در این داستان‌ها عناصر داستانی را نمی‌بینیم؟ ایا "ارنست همینگوی" نمی‌گوید، اگر از عمل حذفی که انجام می‌دهید مطمئن هستید آن را حذف کنید که شاید قسمت حذف شده، قدرت بیشتری به داستان می‌دهد؟ ایا در این نوع داستانها کلمات حرف‌های زیادی نمی‌زنند؟

در چند سال اخیر مینیمال با نام‌های دیگر و در حجم کوتاهتری نیز به ادب دوستان شناسانده شد، از جمله فلش فیکشن و میکروفیکشن‌ها (داستان‌هایی ناگهان، برق آسا)، داستان‌هایی که بر حادثه‌ی واحدی که همان نقطه اوج است تکیه دارد. داستان‌هایی که با موضوعی ساده و زبانی ساده نوشته می‌شود. همان گونه که گفتیم زبان مینیمال‌ها ساده و بی‌آلایش است. زبانی که به قول "جان برین"، برای لفاظی نیست بلکه وسیله‌ای برای تصویرسازی و نوشتن یعنی دیدن است. داستان‌هایی که برای نوشتن آن از ایده‌های کوچک و جالب استفاده می‌شود؛ از مقدمه چینی پرهیز می‌کنند و بلافاصله سر اصل مطلب -که نقطه اوج داستان است- می‌روند. این نوع داستان‌ها را باید از نقطه‌ی حادثه نوشت. داستانی که یک معمای کوچک دارد، با پایان جذاب که به پایان غافلگیرکننده معروف است. پایان غافلگیرکننده ویژگی اصلی این سبک نیست، اما معمولاً دارای این نوع پایان هستند. به دلیل کوتاهی و حجم داستان، فلش فیکشن‌ها که بین 300 تا 1000 کلمه و در میکروفیکشن‌ها که بین 10 تا 300 کلمه هستند، پایانی جذاب و پرهیجانی می‌بینیم.

بعضی از منتقدان این نوع داستان‌ها را طرح می‌نامند. اما "براندر ماتیوز" امریکایی می‌گوید:طرح مانند نقاشی اشیاء بی‌جان است، اما در داستان همواره حادثه‌ای اتفاق می‌افتد. پس آیا در این داستان‌ها حادثه‌ای وجود ندارد؟ یا همان نقطه اوج؟

و درآخر "جان بارت" می‌گوید، عقیده‌ای در هنر وجود دارد که می‌گوید: کم هم زیاد است. همان شعار مینیمالیست‌ها، که هدف و فلسفه‌ی به وجود آمدن آن این است که تفکر مخاطبش را برانگیزد و او را وادار به تحلیل و بررسی داستان کند. پس کم کم هم زیاد است.

برگرفته از: میثم محمدی کارشناس ادبیات انگلیسی




برچسب ها: قلمستان جنوب، نویسندگان اهل قلم، دشتستان، مینیمال،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391 توسط اهل قلم