تبلیغات
ِ - ناقص العقل
ِ
زن ، باردار بود.

پزشک به او گفته بود که فرزندش ناقص العقل به دنیا خواهد آمد.

اکنون یازده سال از آن ماجرا می گذرد.

کودک قد کشیده و بزرگ شده ؛ اما چه فایده. او ناقص العقل است.

کودک همیشه می خندد. کودک همه جا می خندد. کودک به همه چیز می خندد.

مادر دلگیر است. به آینده ی فرزندش می اندیشد. فردا چه کسی از او نگهداری خواهد کرد؟

مادر به خنده های همیشگی کودک گریه می کند.

کودک به گریه های همیشگی مادر خنده می کند.


محمد تابناک (میشمح) _ خورموج




برچسب ها: قلمستان جنوب، نویسندگان اهل قلم، دشتستان، ناقص العقل، محمد تابناک،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 توسط اهل قلم